En

متن ویرایش شده مصاحبه جناب آقای دکتر نیلی با ویژه نامه هفته دولت روزنامه ایران

متن ویرایش شده مصاحبه جناب آقای دکتر نیلی با ویژه نامه هفته دولت روزنامه ایران

حل مشکلات در آینده مستلزم ایجاد وفاق در شرایط کنونی است


  • ارزیابی کلی شما در شش ماهی که از روند اجرای برجام گذشته و یک سالی که از حصول این تفاهم سپری شده، بر اقتصاد کشور چیست؟

برای پاسخ به این سؤال لازم است مقدمه­ای ذکر شود و کمی به گذشته برگردم، همان‌گونه که همه می‌دانند موضوع چالش ما در برنامه هسته‌ای از چند سال پیش شروع شد و بعد از مدتی به اوج خود رسید و شورای امنیت سازمان ملل علیه ما قطعنامه­هائی را به تصویب رساند. آثار این فشار‌ها و تحریم‌ها در سه ماهه چهارم سال 1390، سراسر سال 1391 و سه ماهه اول سال 1392 در اقتصاد کشور به حداکثر خود رسید و همان‌طور که می‌دانید در نتیجه آن، به‌هم‌ریختگی و آشفتگی اقتصادی طی سال‌های 1390، 1391 و 1392 در اقتصاد ما شکل گرفت. باز همان‌طور که همه مطلع هستند، وقتی در خصوص ارزیابی شرایط اقتصادی سال‌های 1390، 1391 و 1392 صحبت می‌شود، معمولاً سؤالی که مطرح می‌شده و هنوز هم مطرح می شود این است که عملکرد نامطلوب اقتصاد در این مدت، به چه میزان تحت تأثیر شرایط تحریم و به چه میزان ناشی از نوع سیاست­هائی بوده که در کشور اعمال شده است. واقعیت اینست که تفکیک دقیق بین این دو مسأله چندان ضروری و مفید بنظر نمی رسد چرا که هردو مشکل دارای ریشۀ واحد هستند. مسلما تصور اینکه ممکن بوده ما سیاستهای اقتصادی درست و علمی می داشتیم و تحریم هم همین مسیر را طی می کرده یا برعکس، تصور غیر واقع بینانه ای است.

این مقدمه را به این دلیل ذکر کردم که همین سوال را در مورد شرایط اقتصادی کشور پس از روی کار آمدن دولت یازدهم هم می توان پرسید. به این معنی که ثبات برقرار شده در اقتصاد و بهبود نسبی در شاخص­ه ای اقتصادی در مقایسه با سال­ه ای 1390 و 1391 و 1392، تا چه اندازه ناشی از روند مثبت مذاکرات هسته ­ای و تا چه اندازه تاثیر پذیر از سیاستهای اقتصادی اعمال شده بوده است. البته باز هم می توان یک جواب لایۀ اول داشت به این معنی که این دو هم دارای ریشۀ واحد هستند. اما شاید بتوان در مورد این دوره تفکیک کمی دقیق تر داشت. فکر می‌کنم اتفاق نظری وجود دارد در مورد اینکه در انتخابات سال 1392 موضوع نحوه حل چالش هسته ای مؤلفه پررنگی در ذهن مردم بود و تقریباً می‌شود گفت جدای از تنوعی که در نامزدهای انتخاباتی وجود داشت، یک نوع دوگانگی در خصوص نحوه مواجهه با این چالش در جامعه مطرح بود. اگر این فرضیه درست باشد، می‌شود نتیجه گرفت که مردم به رویکردی رای دادند که براساس آن با حفظ اصول و ارزش‌ها و معیارهایی که هویت ما را تشکیل می‌دهد، قائل به این بود که این چالش را بصورت مسالمت­ آمیز به پایان برساند. انعکاس ارزیابی مردم از امکان ادامه شرایط پیشین را به صورت خیلی بارزی در بازار ارز در سال های 1390 و 1391 می‌توان مشاهده کرد. زیرا حتی با اعلام تصمیم برای تحریم صادرات نفت در 6 ماه بعد، یعنی کاملا قبل از اعمال تحریم ها، مردم با پیش بینی اینکه دسترسی به منابع ارزی کشور کاهش پیدا خواهد کرد، با توجه به حجم بالای نقدینگی در اقتصاد، به این نتیجه ‌رسیدند که تا می‌توانند ریال خودشان را به دلار و یورو یا ارزهای دیگر تبدیل کنند. تلاطم و هیجان ایجاد شده واکنشی به این فرض بود که قرار است در آینده محدودیت‌های رو به افزایشی بر دسترسی به منابع ارزی ایجاد شود.


  • یعنی رأی مردم در انتخابات 92 در روند حرکت به سمت حل چالش هسته‌ای به نحو مطلوب تأثیر داشته است؟ و به تبع رفتار اقتصادی مردم را هم متأثر کرد؟

بله کاملاً تأثیرگذار بود. نتیجه ای که از صحبتم در ادامه پاسخ به سوال قبلی شما می گیرم این است که رفتار مردم در برخی از بازارها، آینده نگر است. یعنی بر اساس برداشتی که از شرایط آینده وجود دارد مردم در مورد اینکه چه ترکیبی برای دارایی­های خود انتخاب کنند تصمیم می گیرند. حال همین رفتار را ما می توانیم در شرایط پس از انتخابات ریاست جمهوری هم مشاهده کنیم. وقتی نتایج انتخابات اعلام شد، از روزی که نتیجه اعلام گردید تا روزی که دولت مستقر شد با اینکه فاصله زمانی چند ماهه وجود داشت، بازار ارز که تا آن زمان بشدت متلاطم بود و هر روز با روز قبل متفاوت بود، با اعلام نتیجه انتخابات و در حالی که هنوز دولت جدید مستقر نشده بود و سیاستی تغییر نکرده بود، به ثبات رسید. وقتی منحنی تغییرات نرخ ارز را در نظر می گیریم، نقطه ثبات اصلی بازار ارز اعلام نتایج انتخابات است نه استقرار دولت!

سؤال مهم این است که چه شد چنین اتفاق بزرگی رخ داد؟ چه تغییری در سیاست‌های اقتصادی کشور اعمال شد؟ و چه شد که تلاطم شدید بازار ارز به آرامش رسید؟ جواب این است که فرض اولیه مردم عوض شد، این پیش فرض که قرار است فشار های بیرونی بر ما تشدید شود و متعاقب آن دسترسی ما به ارز کم شود، از بین رفت. جایگزین این ذهنیت، حل مسالمت­ آمیز چالش هسته ای، رفع محدودیت صادرات نفت و برقراری مجدد دسترسی به ارز حاصل از آن و سایر ارزها شد. بنابراین، ارز ارزش سرمایه­ای خود را از دست داد و تقاضای سوداگرانۀ آن از بین رفت. همۀ اینها ناشی از شبیه سازی شرایط آینده در ذهن مردم و شکل­ گیری یک نگاه خوشبینانه به آینده بود. عامل اصلی این تغییر ذهنیت چیزی نبود جز اعلام نتایج انتخابات. همین تغییر در انتخابات موجب این تحول شد. بنابراین اثر برجام در اقتصاد کشور از روز 24 خرداد قابل مشاهده است.


  •  این اعتماد مردم در ماه‌های بعد هم ادامه پیدا کرد؟ عملکرد اقتصاد در ماه‌های بعد چگونه همراهی مردم را نشان داد؟ رفتار اقتصادی مردم چطور ادامه پیدا کرد؟

در جریان توافق کوتاه مدت ژنو مردم به این جمع‌بندی رسیدند که فرض‌شان اشتباه نبوده است. قدم­های مهمی برداشته شده و طرفین به چارچوب کوتاه‌مدتی رسیده ­اند که پیام آن اطمینان قوی تر به حل مسأله در آینده بود. قیدی که راجع به کاهش صادرات نفت بود برداشته شد، بنابراین امکان دسترسی ما به درآمدهای حاصل از صادرات نفت به طور واقعی در چارچوب توافق ژنو افزایش پیدا کرد و مقداری از آن منابع ما در قالب اقساط‌ به حساب ایران واریز ‌شد. مردم مشاهده کردند که در عمل هم اتفاقاتی در حال شکل­ گیری است. در این راستا منابع ارزی کشور بیشتر شد. بودجه دولت در سال 1393 رشد کرد، با اینکه رشد اقتصادی منفی در سال 1391 و بعد هم در ادامه آن سال 1392 (رشد 1/9- درصد) شکل گرفته بود، با این حال وقتی توزیع فصلی را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تجارت خارجی ما در فصل چهارم سال 1392 به تبع توافق ژنو با تغییر محسوسی مواجه شد، حجم تجارت خارجی ما افزایش پیدا کرد و در ترکیب تجارت خارجی‌مان بیشترین رشد در کالای سرمایه‌ای و در مرتبه بعد در کالای واسطه‌ای شکل گرفت و این یعنی اقلامی وارد کشور شد که در فرآیند تولید و سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار می‌گرفت، بودجه در سال 1393 از رشد خوبی برخوردار شد. عملکرد 145 هزار میلیارد تومانی بودجه سال 1392 به 175 هزار میلیارد تومان در سال 93 رسید. اعتبارات عمرانی افزایش یافت و رشد اقتصادی کشور به 3 درصد رسید، مسیر نزولی تورم هم ادامه پیدا کرد و شرایط خیلی مساعدی به وجود آمد. این موارد نشان دهنده این بود که هم عملکرد اقتصادی رو به ثبات گذاشت و هم انضباط رفتاری مردم ادامه پیدا کرد. بنابراین تاثیر اجرای برجام از 24 خرداد 1392 شروع شد و نه از شش ماه پیش.


  •  از سخنان شما این‌طور برداشت می‌شود که بین اعتماد و انضباط رفتار اقتصادی مردم و نحوه مذاکرات پیوند تنگاتنگی وجود داشت.

مجموعه شرایط را اگر بررسی کنیم این نتیجه حاصل می­شود که در آن شرایط ارتباط قابل توجهی بین عملکرد اقتصاد و دستاوردهای هسته‌ای وجود داشته است و در این راستا هرچه عملکرد اقتصاد بهبود پیدا می‌کرد، تیم مذاکره‌کننده قدرت چانه‌زنی بیشتری می ­یافت. و وقتی آنها از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردار می شدند و امتیازات بیشتری کسب می­ کردند و با دست پرتری بر‌می‌گشتند و در نتیجه مردم به اطمینان خاطر بیشتری می‌رسیدند این باعث می‌شد شرایط بهبود پیدا کند. بنابراین برای آن شرایط می­توان مثلثی را در نظر گرفت که یک رأس آن را تیم مذاکره‌کننده و نتیجه مذاکرات تشکیل می دهد و یک رأس آن سیاست‌های اقتصادی است که دولت در پیش گرفته بود و رأس سوم این مثلث هم ارزیابی مردم از برآیند این دو بوده و رفتار اقتصادی مردم در این چارچوب شکل گرفته است. یعنی اینکه مردم وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوند تصمیم بگیرند در بازار بورس سهام بخرند، ارز بخرند، پولشان را در بانک بگذارند یا در خرید خانه و مستغلات سرمایه گذاری کنند، تصمیم خود مردم و تابع محاسبات ذهنی آنها است.  بنابراین، اینکه مردم بانک را انتخاب کردند و سراغ بازار ارز نرفتند، ناشی از این است که فعل و انفعالاتی واقعی رخ داده و مردم با قدرت محاسبه گری خودشان چنین تصمیمی گرفته اند. توجه داشته باشید چون حجم نقدینگی در اقتصاد ما بالاست، جابه‌جایی انتخاب‌های اقتصادی مردم می‌تواند ظرف مدت بسیار کوتاهی، شرایط اقتصادی را خیلی مؤثرتر از هر دولت و هر سیاستگزاری تغییر دهد.


  •  یعنی این اعتماد و انضباط اقتصادی مردم قبل از این وجود نداشت؟

اکنون و هنگامی که در شرایط مطلوب سیاستگذاری می‌کنیم به این نکته توجه نداریم که تصمیم مردم، تصمیمی هم راستا با بهبود اوضاع اقتصادی کشور است. در حالی که در دوران تحریم شدید، مردم تصمیمشان هم راستا با بهبود وضعیت اقتصادی کشور نبود.‌ بنابراین ثبات اقتصادی که درست از زمان انتخاب رئیس جمهوری و استقرار دولت و بدنبال آن ثباتی که در حوزه اقتصاد کلان در کشور ما برقرار شد، وابسته به این سه رأس مثلث است و تنها یک جزء آن مذاکرات و توافق هسته‌ای است و این اثرات غیر‌مستقیم برجام است که شاید از اثرات مستقیمش مهم‌تر باشد.

تغییر مهمی که اکنون مشاهده می‌شود و حداقل در اقتصاد ما از از نیمه دوم سال 1392 به این طرف شکل گرفته، این است که رفتار هیجانی از زندگی اقتصادی مردم حذف شده است. مثلاً تقریباً پنج سال است که قیمت مسکن ثابت است و الان کسی به این جمع‌بندی نرسیده که در مسکن سرمایه‌گذاری سوداگرانه کند. امروز مردم روی سکه و ارز سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. امروز گزینه برتر برای مردم با فاصله زیادی نسبت به هر گزینه دیگر سپرده‌گذاری در بانک است. و این شرایطی بوده است که مردم با محاسبه دقیق به آن رسیده ­اند و به این ترتیب در حال حاضر رفتار سوداگرانه در این بازارها مشاهده نمی‌کنید.


  •  خوب علی­رغم این همراهی و اعتماد مردم که به تبع خود، رفتار اقتصادی مردم را هم منضبط کرد، می‌بایست در سطوح سیاسی هم این وفاق و هماهنگی ایجاد می‌شد. چرا این اتفاق نیفتاد و هم‌اکنون در خصوص مسأله توافق دو گانگی‌های شدید سیاسی مشاهده می‌شود؟

اختلاف نظر در هر کشوری طبیعی است و شکل­گیری رقابت‌های سیاسی بر پایه این اختلاف نظرها نیز امری بدیهی است، ولی هنر نهادهای کشور باید در این باشد که چگونه این اختلافات را به جای درگیری و توقف توسعه کشور به عاملی برای رشد و ارتقای فرهنگ عمومی تبدیل کنند نه اینکه اصطکاک‌هایی به وجود آورد که عملاً توان همه را به تحلیل ببرد.

چیزی که به وضوح مشاهده می­شود این است که شما به راحتی و بدون نیاز به هر گونه نظر سنجی، می­توانید وجود اطمینان مردم از شرایط و اعتماد آنها به آینده کوتاه مدت را، با توجه به حجم بالای نقدینگی موجود در اقتصاد، از طریق رفتار آنها در بازار دارایی های نقدپذیر ارزیابی کنید. اما به نظر می­رسد چنین فضایی در میان فعلان سیاسی کشور برقرار نیست. از جمله آنکه در بین جناح‌های سیاسی کشور هم خشونت گفتاری بسیار بالا است و هنوز هم عده‌ای تمایلشان این است که شرایط به پیش از برجام برگردد. ولی مهم این است که مردم برآیند این چالش‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنند. آیا به این نتیجه می‌رسند که واقعاً اصل برجام در معرض خطر است یا خیر؟ من فکر می‌کنم ارزیابی مردم از این شرایط این است که اصل برجام تغییر نمی‌کند و تحت‌الشعاع قرار نمی‌گیرد، اگر این موضوع تغییر کند، رفتار مردم هم متأثر از آن حتماً عوض می‌شود که در حال حاضر چنین شواهدی مشاهده نمی­ شود.


  • به نظر شما این اختلافات در زمینه بهره‌برداری از آثار اقتصادی برجام تأثیر منفی خواهد داشت؟

قطعاً همینجور است. اگر نتوانیم راجع به بهره‌برداری از فرصت‌های جهانی به توافق برسیم، نتوانیم راجع به میدان دادن به بخش خصوصی به توافق برسیم، نتوانیم راجع به مدیریت درآمدهای نفتی به توافق برسیم، نتوانیم راجع به نحوه حمایت از قشر کم‌درآمد جامعه به توافق برسیم، نتوانیم راجع به نقش دولت و جایگاهی که دولت باید داشته باشد به توافق برسیم، نه تنها آثار اقتصادی برجام آنگونه که انتظار داریم پدیدار نخواهد شد بلکه از هیچ فرصتی نیز نخواهیم توانست استفاده کنیم. ما از فرصت بوجود آمده در نتیجه وفور درآمد های نفتی نتوانستیم به نفع ایجاد شغل برای جوانانمان استفاده کنیم. از فرصت بوجود آمده پس از ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی نتوانستیم برای توسعه بخش خصوصی استفاده کنیم. از فرصت بوجود آمده برای انبوه کشورهای درحال توسعه در سال­های دهه 1370 برای عضویت در سازمان جهانی تجارت نتوانستیم بهره ببریم. پیش از این هم دو سه بار این موضوع را گفته‌ام که اقتصاد ما مانند ماشینی است که فقط بلد است سربالایی برود و اگر به سرازیری رسید و گشایشی حاصل شد، جاده را گم می‌کند و به این طرف و آن طرف می‌زند! به طور کلی در شرایط فشار و تحریم، محدودیت‌ها به قدری زیاد است که حق انتخاب ما محدود است ولی به محض اینکه حق انتخاب ما متنوع می‌شود، بین خودمان اختلاف نظر ایجاد می‌شود. بنابراین شرایط بهره‌برداری بعد از برجام تا حد زیادی وابسته به این است که خودمان چقدر بتوانیم روی نحوه استفاده از این فرصت توافق کنیم.


  • خاطرم هست در گفت‌و‌گوی قبلی که با شما داشتم، شما نخستین بار بحث وفاق اقتصادی پس از برجام را مطرح کردید که بعد از آن آقای رئیس جمهوری هم چند بار تکرار کرد، مقامات اجرایی هم مطرح کردند و هدف هم این بود که گفتمان واحدی در این راستا شکل بگیرد که در عمل و به دلایلی که مشاهده شد، اتفاق نیفتاد. هنوز هم فکر می‌کنید مهم‌ترین نقطه‌ای که باید روی آن تمرکز کنیم، همین ایجاد وفاق و هماهنگی است یا باید سراغ آلترناتیو‌ها و راه‌حل‌های مُسکن و موقتی برویم؟

ما در اواخر نیمه اول سال 95 در جایی قرار گرفته‌ایم که دیگر صحبت راجع به اتخاذ برنامه‌های کوتاه‌مدت سه ماهه یا شش ماهه خیلی قابل قبول نیست. در سیاست‌های خروج غیر‌تورمی از رکود گفتیم که این یک چارچوب سیاستگذاری دو ساله برای سال­های 1393 و 1394 است. البته آن موقع هم ما اصلاً به این فکر نمی‌کردیم که قیمت نفت ممکن است به میزان زیادی کاهش پیدا کند ولی بالاخره این سیاست ها چارچوبی شد که بر مبنای آن هم سال 1393 سر و سامان یافت و هم علیرغم شوک بزرگ قیمت نفت در سال 1394 شرایط قابل دفاعی در اقتصاد شکل گرفت. بنابراین عملکرد اقتصادی که از نظر نحوه اداره بسیار شبیه ونزوئلا است در حال حاضر با عملکرد اقتصاد ونزوئلا اصلاً قابل مقایسه نیست. ونزوئلا امروز از هم پاشیده است. پیش‌بینی تورمش امسال 480 درصد است، و سال بعد براساس پیش­بینی­ها به 1600 درصد خواهد رسید و این یعنی یک اقتصاد از هم پاشیده. از نظر رشد اقتصادی هم امارات را در نظر بگیرید که صادر‌کننده نفت است ولی اقتصاد متنوعی دارد یا عربستان که دارای اقتصاد متنوع نیست، ولی صندوق ثروت ملی‌اش حدود 900 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد. با این حال رشد اقتصادی عربستان نسبت به سال 2014 یک‌سوم شد، رشد اقتصادی امارات یک‌دوم شد در حالی که ما با اینکه سال گذشته رشد اقتصادی‌مان نزدیک به صفر بود، اما توانستیم از افتادن دوباره در رکود جلوگیری کنیم، روند نزولی تورم ما ادامه پیدا کرد، بازار ارز ما به هم نریخت در حالی که قاعدتاً باید اینجور می‌شد. این به این خاطر است که مردم و سیستم اقتصادی منضبط شده‌اند و ارزیابی‌ مردم این است که دولت می‌تواند اقتصاد را مدیریت کند و جلو ببرد. این شرایط می تواند به سادگی تغییر کند و ونزوئلایی شدن اقتصاد ایران فقط تابع آن است که ارزیابی های مردم از شرایط موجود و آینده چقدر پایدار بماند یا تغییر کند.

 اکنون در جایگاهی قرار گرفته‌ایم که باید بتوانیم یک تصویر میان‌مدت مشترکی داشته باشیم و راه حل‌های کوتاه مدت دیگر جواب نمی‌دهد. از اینجا به بعد مردم نگاه می‌کنند ببینند بعد از این چه می‌شود. اگر ببینند در اینجا دعوا تمامی ندارد و مزیت اصلی و تنها عاملی که پیش می رود مخالفت است و ما هیچ رویکرد ایجابی نمی توانیم داشته باشیم، محاسبه مثبت آنها هم عوض می‌شود. بنابراین نکته مهم همان توافق داخلی است. ما باید راجع به نحوه حل موضوعات اصلی که مربوط به خودمان می‌شود و کاری به بیرون هم ندارد توافق کنیم. مشکلات ما مربوط به آب، محیط زیست، بازنشستگی، بودجه دولت و بیکاری می‌شود، اینها مشکلات روزمره کشور ماست که با آن مواجه هستیم. بدون استثنا تمام این مشکلات مربوط به خودمان است و کسی این مشکلات را به ما تحمیل نکرده است. مدیریت نادرست منابع محدود آب در کشوری نیمه خشک، عدم تامین هوای با حداقل استاندارد برای تنفس مردم، عدم پیش­بینی منابع برای تامین مالی صندوق­های بازنشستگی، عدم اتخاذ سیاستهای مناسب برای ایجاد اشتغال نسل جوان متولد دهه 1360، وابسته کردن نیازهای اولیه و پایدار مردم به درآمدهای ناپایدار نفتی در بودجۀ عمومی و بسیاری موارد مشابه دیگر، حاصل ضعف فرایندهای تصمیم­گیری و سیاستگزاری خودمان بوده و از جایی به ما تحمیل نشده است. 


  •  خوب پیشنهاد شما چیست؟ این وفاق چه پیش زمینه‌هایی نیاز دارد؟

باید به این نکته توجه کنیم که در محدوده مرزهای خودمان یک مجموعه نظام تصمیم‌گیری وجود دارد، تصمیماتی گرفته‌ایم که منجر به نتایج نامطلوب شده است.برای آنکه کشور از شرایط موجود آبی خارج شود، برای آنکه محیط زیست بهبود پیدا کند برای آنکه بتوانیم برای کسری بزرگ صندوق­های بازنشستگی کاری بکنیم برای آنکه بتوانیم به رکوردهای بالا و پایدار اشتغالزایی دست پیدا کنیم، ابتدا باید در مورد چرایی بروز این مشکلات به جمعبندی برسیم. این جمع بندی­ها الان در سطح کارشناسی وجود دارد. آنچه مهم است جمع بندی در سطح سیاسی است. این جمعبندی نیاز به زیر ساختهایی دارد که ما فاقد آن هستیم. اصولا کشوری می­تواند توسعه پیدا کند که راه حل مسالمت­ آمیز و سازنده برای حل اختلافات گفتمانی خود داشته باشد. اگر قرار است به این سمت برویم باید با گفت‌و‌گو به این درک مشترک برسیم و زیرساخت این گفت‌وگوها را فراهم کنیم.

در حوزۀ فردی، علمای دینی توصیه می­ کنند که در شب­های قدر، کارنامه اعمال خودمان را مورد ارزیابی منصفانه و سخت­گیرانه قرار دهیم و از کارهای نادرست و اشتباهات عمدی خودمان ابراز ندامت کرده و به درگاه خداوند توبه کنیم. هرچه فاصلۀ فرد با صفات و ویژگی های یک انسان مطلوبِ متعارف بیشتر باشد ضرورت این بازنگری بیشتر می­ شود. ما هم اکنون در سطح کشور مانند فردی هستیم که در نتیجه عملکرد و رفتار خودش به موجودی با فاصله زیاد نسبت به شرایط مطلوب تبدیل شده است. ما از نظر گاز در عرصۀ صادرات می توانسته ایم از قطر جلوتر باشیم. از نظر نفت می­توانسته ­ایم از عربستان جلوتر باشیم. از نظر صنعت و گردشگری می­ توانسته ­ایم در موقعتی بسیار بهتر از ترکیه باشیم. از نظر بهره­گیری از موقعیت جغرافیایی می­توانسته­ ایم بسیار بهتر از امارات باشیم. ولی نه تنها اینطور نیستیم بلکه با مشکلاتی نفس­گیر هم دست و پنجه نرم می­کنیم. ما باید شب قدری برای خودمان تعریف کنیم و ببینیم کجا اشتباه کردیم. ما در کشور و به صورت رسمی فهرست سیاست‌هایی را که طی این سی و چند سال گذشته اتخاذ شده بازنگری نکرده و هیچ‌کدام را خط نزده­ایم و به مردم نگفته ایم که چه سیاستی غلط بوده است و به مردم اطمینان دهیم که ما دیگر به این سیاست­ها باز نخواهیم گشت! فهرست انتخاب‌های سیاستگذاری ما یک فهرست نامحدود است و ما باید در ارتباط با آن جمع‌بندی داشته باشیم. و بدانیم این­ها مشکلات ماست و خودمان مسئول همه آنها هستیم. نه می‌توانیم بگوییم فقط مربوط به دولت گذشته است و نه دولت قبل از آن و نه دولت قبل تر! اکنون در موقعیتی هستیم که چند سال آینده برای کشور ما خیلی مهم است و در آینده مقیاس همه این مشکلاتی که اکنون با آن مواجه هستیم، بزرگ‌تر می‌شود. باید لویی جرگه‌ای متشکل از همه افراد دخیل در این سیاستگذاری‌ها تشکیل شود.


  •  شما معتقدید شرایط اقتصادی چند سال آینده خطرناک خواهد بود؟

نمی‌خواهم از این واژه استفاده کنم اما منظورم این است که ما در اینکه مسأله بیکاری که در حال حاضر از موضوع­های مهم ما است و در سالهای آینده ابعاد اشتغال مورد نیاز بزرگ‌تر می‌شود، شکی نداریم. نرخ بیکاری زنان جوان ما بالای 40 درصد است نرخ بیکاری پسران جوان ما بالای 20 درصد است که خیلی نرخ‌های بالایی است. این مسأله در آینده ممکن است لزوماً مسأله امنیتی و بحران سیاسی برای کشور ایجاد نکند ولی سرمایه اجتماعی کشور را هدر می‌دهد و بحران‌ها و پیامدهای بسیار گسترده‌ای ایجاد خواهد نمود. یا در موضوع کم آبی و اختلاف بر سر منابع آبی، نیاز به توجه ویژه داریم. من نمی‌توانم بگویم که چقدر برای کشور بحران ایجاد خواهد کرد ولی می‌توانم بگویم سرفصل‌های خیلی مهمی از عملکرد اقتصادی، اجتماعی کشور وجود دارد که تعیین‌کننده‌اند و البته شرایط مساعدی ندارند. این شرایط نامساعد سالیان سال است که پایه‌گذاری شده است. شرایط سال‌های نیمه دوم دهه 1380 در تشدید اینها نقش داشته است، در بزرگتر کردن اینها نقش داشته است. شرایط تحریم هم در بازشدن این زخم‌ها نقش داشته است. ما قبلاً شرایط غیر‌قابل قبول خفته‌ای داشته‌ایم و این با یک دوره وفور نفتی مواجه شده و به آن دامن زده شد. اعمال تحریم‌های شدید این وضعیت را به اتاق پر از گازی تبدیل کرد که سال 1390 در آن کبریت کشیده شد و آشفتگی و هرج و مرج اقتصادی ایجاد کرد. اکنون ما با مریضی مواجه هستیم که پرونده پزشکی قطوری دارد و انجام جراحی­های مختلف برای او ضروری است. این در حالیست که بستگان بیمار با یکدیگر، نه در مورد نحوۀ معالجۀ او، بلکه بخاطر اختلافات خویش و قومی، بالای سر بیمار با یکدیگر در گیرند. مطمئناً در چنین شرایطی از پزشک کاری بر نمی آید. تا وقتی بستگان بیمار در مورد ماهیت بیماری و نحوه معالجه این مریض به جمع‌بندی نرسند شرایط او نمی تواند بهبود پیدا کند. با تکرار و تاکید صرف بر اینکه بیمار باید خوب شود علاجی در کار نخواهد بود. ما اگر بخواهیم شرایطمان شرایط روبه‌ بهبودی باشد، همچنان تأکیدم روی گفت‌و‌گوی داخلی است.


  •  برنامه دولت چیست؟ باید در این مسیر دولت چه کارکردی از خود نشان دهد؟

طبیعتاً دولت می­تواند زمینه این گفت‌و‌گو‌ها را فراهم کند و با توجه به شرایط مساعدتری که در مجلس پیش آمده، گفت‌و‌گو‌ها را با مجلس یا نهادهای مؤثر دیگر آغاز کند. علت تأکید چند باره من در این خصوص به اهمیت زیاد موضوع بر می‌گردد. الان فقط فرصت برجام نیست که لازم است از آن خوب استفاده کنیم، فرصت‌های دیگری هم داشته و داریم نظیر وفور درآمدهای نفتی که از آن استفاده نکردیم و در آینده باید از آن استفاده کنیم.

  •  تمام مباحث مطرح شده به تأثیرات غیرمستقیم برجام اختصاص داشت که به عقیده شما از بدو اعتماد مردم به حل چالش هسته‌ای در سال 1392 و ماه‌ها قبل از حصول توافق صورت گرفت. در مورد اثرات مستقیم برجام هم لطفاً توضیح دهید.

نتایج برجام و کلاً رفع تحریم‌ها را می‌توانیم در چند موضوع دسته‌بندی کنیم. اول رفع محدودیت از صادرات نفت، دوم امکان دسترسی به درآمدهای حاصل از صادرات نفت، سوم امکان دسترسی و اعمال مدیریت بر منابع و ذخایر ارزی در خارج از کشور، چهارم برقرار شدن ارتباطات مالی بین بانک‌های داخلی و خارجی و پنجم، کاهش یا حذف هزینه‌هایی است که ما در نتیجه مبادلات غیر‌رسمی پرداخت می‌کردیم. امروز محدودیتی در میزان صادرات نفت نداریم. درآمدهای ارزی حاصل از صادرات آن را هم می­توانیم به ارز دلخواه دریافت کنیم. ذخائر ارزی مان در خارج از کشور هم فعلا به پول محلی کشور میزبان قابل بهره ­برداری است. هزینه­ های مبادلاتی را هم که در زمان تحریم می­ پرداختیم در حال حاضر یا حذف شده یا بشدت کاهش پیدا کرده است. حوزه­ای که با مشکل مواجه است و بخش عمده­ای از آن هم به برجام ارتباطی ندارد برقراری ارتباطات بانکی است. این حوزه فرایندی تدریجی خواهد داشت و ضمن آنکه پیگیری­ های دیپلماتیک مفید است اما کار اصلی به اصلاح نظام بانکی در داخل بر می­ گردد.


  •  برخی می‌گویند این دستاوردها اثرات محسوسی بر زندگی مردم نداشته است. همچنین آنگونه که انتظار می‌رفت روابط بانکی گشایش پیدا نکرد.

اینکه چرا ما اثر محسوسی در زندگی اجتماعی احساس نمی‌کنیم، به این دلیل است که قیمت نفت خیلی کاهش پیدا کرده و نقطۀ شروع رفع تحریم­ ها با شدیدترین دورۀ کاهش قیمت نفت همزمان شده است.

شاید بهتر باشد برای آنکه ارزیابی از اثرات واقعی برجام بر زندگی مردم داشته باشیم شرایط موجود را هرچند با فاصلۀ زیاد از شرایط مطلوب، با وضعیتی که اگر توافق هسته ­ای انجام نمی­ شد مقایسه کنیم. حتی اگر این مقایسه را با تداوم شرایط 10 ماهۀ اول سال 1394 انجام بدهیم و نه با شرایط تشدید تحریم­ها می­توانیم یک ارزیابی بدست بیاوریم. در 10 ماهۀ اول سال 1394، به دلیل محدودیت­های برجام، ما روزانه 1.340 میلیون بشکه نفت و میعانات صادر می­کردیم. اگر همان مقدار در سال 1395 هم ادامه پیدا می کرد درآمد ارزی امسال ما حدود 22 میلیارد دلار می شد. مسلماً با 22 میلیارد دلار درآمد نفتی که به معنی حدود 45 هزار میلیارد تومان درآمد نفتی بودجه در مقایسه با حدود 69 هزار میلیارد تومان موجود در بودجه شرایط بسیار دشواری را برای خدمات رسانی دولت و برای تحرک اقتصادی ایجاد می کرد. در مقابل، چنانچه قیمت نفت در حد متوسط سال 1393 بود، میزان درآمد نفتی پس از برجام، در سال 1395 به حدود 77.5 میلیارد دلار می­رسید که گشایش بزرگی برای اقتصاد و دولت در سال جاری ایجاد می­ کرد. همزمانی برجام با کاهش شدید قیمت نفت باعث شده است که اثر ملموس آن بر زندگی مردم دیده نشود.

البته لازم است به یک نکته بدیهی تاکید کنم که برجام به معنی دوستی و صمیمیت ما با 5+1 نیست و اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم چالش­های ما برای تثبیت حقوقمان به اتمام رسیده است.ما باید همانند دوران مذاکرات، تلاش خودمان را برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور در شرایط موجود به انجام رسانیم و این تلاش­ها همراه با تلاش­های دیپلماتیک باشد ضمناً این را هم باید در نظر بگیریم که پیش‌فرض مردم در خصوص توانایی دولت برای مدیریت و اصلاح اقتصاد را نباید با تشدید اختلافات تغییر دهیم چون اگر آن پیش‌فرض عوض شود، خیلی چیزها عوض خواهد شد.

چهارشنبه 10 شهریور 1395
کد خبر: 2623

شبکه‌های اجتماعی

Powered by Tetis PORTAL