ارائه مطلب و سخنراني با موضوع «روش شناسي تدوين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت» توسط جناب آقاي دكتر سيد محمد اَعرابي
|
سلسله جلسات هم انديشي الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت
|
|
مباحث مطرح شده در ششمين نشست همانديشي
|
تاريخ و زمان برگزاري: شنبه 19/09/1390 ساعت 13:00
|
|
موضوع جلسه: ارائه مطلب و سخنراني با موضوع «روش شناسي تدوين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت» توسط جناب آقاي دكتر سيد محمد اَعرابي
|
مكان برگزاري جلسه: معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رييس جمهور، ساختمان شماره 3، ط3، سالن جلسات موسسه عالي آموزش و پژوهش
|
الف) مباحث مطرح شده:
ابتدا جناب آقاي دكتر منظور معاون محترم برنامهريزي، با نام خدا جلسه را آغاز و ضمن خير مقدم به حُضارِ در جلسه و تسليت ايام سوگواري دهه عاشوراي حسيني، با قرائت اولين دستور جلسه؛ از حاضرين خواستند كه سوالاتي كه در هر بخش انتظار ميرود اسناد الگو به آنها پاسخ دهد را ارائه نمايند.
كارشناسان و معاونين حاضر در جلسه، سوالات بخشي حوزه كاري خود را در بخشهاي دفاعي، امنيتي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و مديريتي كه انتظار دارند الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت در بخش مربوطه به آنها پاسخ دهد را ارائه نمودند. تعدادي از سوالات نيز در حدود كليات، مباني و مفهوم شناسي الگوي پيشرفت مطرح گرديد. طرح اين سوالات ميتواند بيانگر سطح درك و مفهومي كه از الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت و انتظاراتي كه از آن براي حل مشكلات موجود و پيشرفت در مسير صحيح، در ذهن شركت كنندگان در نشست و همچنين ميزان دستيابي به درك مشترك جمع از مفهوم الگوي ا.ا.پ، باشد.
با ورود جناب آقاي دكتر سيد محمد اعرابي استاد دانشگاه علامه طباطبايي، نشست وارد دومين دستور جلسه شد كه ارائه مطلب و سخنراني توسط ايشان بود.
آقاي دكتر اعرابي فرمودند كه سعي ميكنند مطالب ارائه شده كاربردي باشد و از فلسفي نمودن بحث خودداري مينمايند. ايشان در زمينه چگونگي سير تكوين موضوع تدوين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت از ديدگاه خود و انواع الگوها و مراحلي كه براي تدوين و طراحي اين الگو مناسب است مطالبي را مطرح نموده كه خلاصه مطالب بدين شرح است:
- در برنامههاي توسعهاي بعد از انقلاب نياز به سياستهاي كلي كه بتواند جهت گيريهاي برنامه را مشخص و تبيين نمايد احساس ميشد، لذا سياستهاي كلي تدوين و ابلاغ شدند ولي اين سياستهاي كلي فاقد يك الگوي واحد و مشخص بوده كه اين امر باعث شد برنامههاي توسعهاي منبعث از اين سياستها داراي يك مسير واحد نباشند.
- در تجربههاي اول برنامههاي توسعهاي و اقدامات صورت گرفته، به اين نتيجه رسيديم كه نياز به سياست كلي داريم و اكنون به اين نتيجه رسيدهايم كه براي سامان دادن به خودِ سياستهاي كلي؛ نياز به تدوين الگوي پيشرفت داريم.
- دو راه براي اداره جامعه وجود دارد:
1. با آزمون و خطا ابتدا پروژه و طرحها را تعريف كنيم سپس به سمت برنامه و تدوين سياستهاي كلي برويم و در نهايت به الگو برسيم.
2. از همان ابتدا يك راه روشن با افقي مشخص را ترسيم و به عنوان الگوي پيشرفت، پيش روي خود قرار دهيم.
- براي طراحي و تدوين الگوي پيشرفت و ترسيم جهتگيري و مسير مشخص و روشن براي توسعه و پيشرفت نياز به يك روششناسي مشخص و قوي داريم.
- ما در كشور در روششناسي خيلي مشكل داريم و در اين مقوله خصوصاً در دانشگاهها بايد خيلي كار بشود و به تبع آن اين ضعف و مشكل به كارهاي پژوهشي و مطالعاتي سرايت مينمايد.
- اينكه در چه مسيري بايد براي اداره جامعه حركت كنيم بايد در روششناسي متمركز شويم و در آن، مسئله را جستجو كنيم.
- يك تعريف ساده براي الگو اينست كه: الگو روابطي است بين يك سري عوامل و ارتباط بين اين عوامل در يك موضوع خاص.
- براي الگو دو نوع دستهبندي داريم. كه البته بايد بگويم كه من دستهبندي الگوها را به الگوهاي كيفي و كمي نميپسندم.
1. الگوهاي فرآيندي: الگوهايي كه ما را به نتيجه ميرسانند.
2. الگوهاي نتيجهاي: الگوهايي كه بين راهها و روشهاي مختلف، جهتگيري قبلاً تجربه شده و موفقي كه در ذهن وجود دارد را برميگزيند.
- در الگوهاي فرآيندي كار بسيار مشكل ميباشد ولي استفاده از گراند تئوري و با اندكي تسامح ميتوان الگوي فرآيندي را طراحي و تدوين كرد.
- پس ميتوان گفت امكان رسيدن به الگوي اسلامي ايراني پيشرفت از طريق روش گراند تئوري ميباشد.
- برخي از الگوها بنا به "خواستهها" است و برخي ديگر از الگوها بنا به "داشتهها" طراحي ميشود. به نظر ميرسد الگوي مورد نظر بنا به خواستهها (سطح مفهومي) و كمتر به داشتهها (مصداقي) ميپردازد. پس طراحي «الگوي فرآيندي مفهومي اسلامي ـ ايراني پيشرفت» مورد نظر ما است كه با توجه به محدوديتها يك نسبت از اين راه را براساس داشتههايمان پياده خواهيم كرد.
- پس اين الگو يك نقشه آرماني است كه ميتوانيم براساس آن حركت براي پيشرفت و توسعه جامعه را شروع كنيم.
- در الگوهاي نتيجهاي از بين راهها و مسيرهاي مختلف، آن راهي كه فهميدهايم راه خوبي است را انتخاب ميكنيم و در الگوي خود ميگنجانيم. در اين الگو راههاي مختلف را ديده و بنا به تجربه؛ راهي را كه قبلاً مورد پذيرش بوده است را برميگزيند.
- ايجاد مدلهاي دوبعدي از سِري روشهاي ديگر براي ساخت الگوهاي نتيجهاي است در الگوهاي نتيجهاي بايد يك طيف و ساختارهايي را ايجاد كنيم و براساس آن الگو را انتخاب نمائيم. در اينجاسوال ميشود كه اين دو بُعد كدامند؟
- جمعبندي بحث اينست كه اين مراحل بايد طي شود:
1. ابتدا بايد براساس فلسفه و بيشتر معطوف به معرفتشناسي و انسانشناسي، تئوريهاي لازم را احصاء و ايجاد كنيم.
2. براساس تئوريهاي ساخته شده الگوي پيشرفت را طراحي و تدوين نمائيم (الگوهاي فرآيندي و الگوهاي نتيجهاي)
3. براساس الگوهاي طراحي شده، سياستهاي كلي را تعيين و تدوين نمائيم.
پس بطور خلاصه ميتوان گفت: از مفروضات به تئوريها و از تئوريها به الگوها و سپس به مرحله برنامههاي راهبردي و عملياتي ميرسيم.
در پايان جلسه به سئوالات حاضرين پاسخ داده شد، در پاسخ به سئوالات؛ به هماهنگي، هم راستايي و همسويي در تدوين الگوها و برنامهها تأكيد شد تا همافزايي لازم براي توسعه و پيشرفت را داشته باشند و همچنين ايشان متذكر شدند كه نظام هماهنگ در الگو زماني ايجاد خواهد شد كه الگوها داراي مباني مشترك باشند.
با ذكر يك صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ع)؛ پايان نشست اعلام شد.