چاپ        ارسال به دوست

دکتر مسعود نیلی، در «همایش دیده بان اعتدال» به تبیین شرایط اقتصادی دهه 1360 پرداخت

                                                                                                 آیت الله؛ توسعه و مدیریت/روایتی از یک نقطه عطف

مسعود نیلی، مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقتصادی و رئیس موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ­ریزی در «همایش دیده بان اعتدال» در سخنانی به تبیین شرایط اقتصادی پیچیده دهه 1360 و چگونگی مدیریت اقتصاد کشور در این برهه پرداخت.

به گزارش روابط عمومی موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه­ ریزی، گزیده ای از اهمّ موضوعات سخنرانی دکتر مسعود نیلی در این اجلاس به این شرح است:

***

مداقه در روند تغییرات متغیرهای اقتصادی طی 4 دهه گذشته، نشان می­دهد که سه نقطه چرخش در اقتصاد ایران رقم خورده است. نخستین نقطه چرخش در سال 1355-1356 و در اوج درآمدهای نفتی اقتصاد ایران رخ داد. چنانکه درآمد سرانه خانوار در این سال، به دلیل افزایش درآمدهای ارزی به مقدار بیشینه رسید. اما پس از سال 1356 و در پی کاهش تولید نفت ایران، ایجاد تحولات عمیق نهادی و وقوع جنگ تحمیلی، این درآمدها تنزل یافت. روندی نزولی که طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس نیز تداوم پیدا کرد. اما از سال 1368، شاخص­ های اقتصادی، مجدداً روند صعودی به خود گرفت و درآمد سرانه با رشد همراه شد.

 در این سال، تغییر در شرایط بیرونی کشور و به طور مشخص پایان جنگ تحمیلی و تغییر در رویکردهای اداره کشور به ویژه در حوزه اقتصاد باعث شد تا روند اقتصادی کشور تغییر کند، که در هر دو مورد، آیت الله هاشمی نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای را ایفا کرد. این روند رو به رشد تا سال 1386 ادامه پیدا کرد و سپس متوقف شد؛ سالی که به نظر می رسد باید آن را سومین نقطه چرخش اقتصاد ایران نام گذاری کرد. در ادامه این گفتار، به چگونگی شکل­گیری دومین نقطه چرخش اقتصاد ایران–یعنی سال 1368- پرداخته می­شود.

 یک دهه پر مشقت

به جرات می توان گفت دهه 1360، دهه‌ای تکرارناشدنی در تاریخ ایران به شمار می­رود؛ چه از نظر حاکم بودن شرایط جنگی که هشت سال به طول انجامید و چه از نظرمشکلات اقتصادی. دولت پنجم در شرایطی زمام امور را به دست گرفت که عدم توازن های عمیقی در سطح اقتصاد کلان موج میزد و در سطح اقتصاد خرد، نظام­ های چند قیمتی وجود داشت که شکاف چشمگیر 2هزار درصدی میان نرخ آزاد و رسمی ارز از جمله آن است. تجارت خارجی به دلیل شرایط بازار ارز و روابط نه چندان مطلوب بین المللی در وضعیت مناسبی نبود؛ چنانکه صادرات سرانه حقیقی نفت و گاز (به قیمت های ثابت سال 1390) در سال 1367، با کاهش چشمگیر، حدود 447 دلار به ثبت رسید که 20 درصد مقدار آن در سال 1357 بود. در این مقطع درآمد سرانه خانوار شهری به پایین‌ترین حد رسید و دولت با کسری بودجه بیش از 50 درصد مواجه بود. نرخ بیکاری به 14.5درصد افزایش یافت که بالاترین میزان تجربه شده طی 4 دهه اخیر به شمار می رود. حال پرسش این است چگونه شد که با این شدت نزول در شاخص­های اقتصادی، طی سالهای بعد، اقتصاد ایران روند صعودی خود را باز یافت و دومین نقطه چرخش را رقم زد؟

دولت سازندگی و توسعه اقتصادی

در دولت پنجم اصلاحاتی مورد توجه قرار گرفت که با محوریت منافع بلند مدت کشور و با اجتناب از هرگونه منافع شخصی و حزبی اعمال شد که یقیناً هزینه قابل توجهی را بر شخص رئیس دولت تحمیل می­کرد. هزینه­ هایی همچون خطر ریزش رأی در انتخابات بعدی و کاهش محبوبیت. طی این مقطع، سیاست­ هایی همچون بازسازی زیرساخت های اقتصادی و صنعتی، آزادسازی قیمتها، توسعه روابط خارجی و اصلاح ساختار مدیریتی کشور در دستور کار دولت قرار گرفت. 

دولت پنجم در ابتدای کار خود به منظور ترمیم اقتصاد، با دو دسته چالش نظری و اجرایی مواجه بود؛ عدم وجود تجربه داخلی و بین المللی در اجرای­ اصلاحات گسترده اقتصادی و عدم سازگاری نظام فکری در سطح سیاست گذاری با اصلاحاتی در این مقیاس، که در زمره چالش­ های نظری محسوب می­شد. چالش ­های اجرایی نیز شامل سرعت اجرای اصلاحات به صورت آنی یا تدریجی، میزان پوشش کالا و خدمات و نیز بازارهای مورد اصلاح قیمتی، و چگونگی شکل­گیری قیمتهای تعادلی با ملاحظه قیمت های آزاد بود.

طی دهه 1990 کشورهایی که در حرکت از اقتصاد دولتی به سوی اقتصاد بازار و اصلاحات اقتصادی تجربه ­ای موفق داشتند، مجموعه ای از قواعد را رعایت کردند؛ قواعدی نظیر: تعامل گسترده با دنیای بیرون برای تجهیز منابع مالی و دسترسی به بازارها، اعمال گسترده اصلاحات تعدیل قیمت در عمده بازارها، و اجرای اصلاحات به طور سازگار و همزمان در بازارهای کلیدی مانند انرژی، ارز و پول. در ایران اما به دلایلی همچون عدم دسترسی به منابع مالی بیرونی برای تخفیف یا تعدیل هزینه‌های اجرای اصلاحات به موجب روابط نه چندان مطلوب خارجی، عدم توافق برای اجرای اصلاحات در بازار انرژی، عدم پوشش گسترده برای اجرای اصلاحات در بازارهای مختلف، و نیز عدم امکان اصلاح قیمت در بازار پول، برآیند متفاوتی رقم خورد و بر این اساس بانک مرکزی همچنان نقش پررنگی در تامین منابع مالی برای اقتصادی که در دورۀ بازسازی خرابی های پس از جنگ به منابع زیادی نیاز داشت بر عهده گرفت. هرچند نرخ رشد نقدینگی در دورۀ بازسازی از متوسط بلند مدت رشد آن در اقتصاد ایران فراتر نرفت، اما وجود تورم انباشته ناشی از عدم اصلاح قیمتها طی یک دوره طولانی و در نتیجه شکاف بزرگ میان قیمت های رسمی و آزاد و نیز تلاطم های بازار ارز (در نتیجه تحولات سیاسی و تعهدات بین‌المللی)، موجب شد سطح عمومی قیمت ها با افزایش همراه شود.

در مقام بررسی عملکرد اصلاحات دوره دولت پنجم، تورم با افزایش همراه شد و در سال 1374 به اوج خود یعنی میزان حدود 50 درصد رسید، تولید ناخالص داخلی سرانه در فاصله سال های 1367 تا 1371 رشد 28درصدی را تجربه کرد، که پس از آن تا سال 1374 با ثبات نسبی همراه شد، نرخ بیکاری از 14درصد به 9 درصد طی سالهای زمام داری دولت پنجم رسید، سرمایه‌گذاری در این دوره نوسان شدیدی داشت و از نرخ منفی ۲۴ درصد در سال ۱۳۶۷ تا نرخ ۵۲ درصد در سال ۱۳۷۰ پیش رفت و همچنین رشد اقتصادی غیرنفتی سرانه از رشد صادرات نفت سرانه فاصله گرفت.

جمع­بندی

در واقع آقای هاشمی که پیش­تر نقش بسزایی در خاتمه جنگ هشت‌ساله داشت، به خوبی توانست یک چرخش از یک اقتصاد دچار توقف به اقتصادی متحرک ایجاد کند. ایشان نقطه قعر سال 1367 را شناسایی کرد و با مدیریت تحولات، توفیق یافت اقتصاد را در مسیری روبه بهبود قرار دهد. چنان که پس از سال‌های جنگ تا به امروز، بیشترین رشد اقتصادی کشور طی سالهای 1368 تا 1372 به ثبت رسیده است.

درسی که می­توان از مدیریت آقای هاشمی گرفت آن است کشوری مانند ایران که با تعدد مسائل اقتصادی و اجتماعی مواجه است، نیاز به سیاست­مدارانی دارد که دارای جسارت و شجاعت در تصمیم­گیری باشند. مدیران واقع گرایی که به موضوعات خرد و کلان اقتصادی واقف بوده و این آمادگی را داشته باشند که سرمایه سیاسی خود را در راستای منافع بلندمدت کشور هزینه کنند. آقای هاشمی در نقش یک رئیس‌جمهور، تحرک بسیاری داشت و به عنوان یک مدیر راهبردی و معتقد به کار کارشناسی و شایسته‌سالاری، همواره با نگاهی جامع رو به آینده و توسعه، مسائل اساسی کشور را مورد توجه قرار می‌داد.

رمزگشایی از پیام تشییع جنازه میلیونی آیت‌الله هاشمی نیز نشان می­دهد جامعه به خوبی قدردان چنین سیاستمدارانی است و امروز سرمایه ­ای اجتماعی در کشور شکل گرفته که می­تواند سبب ایجاد انسجام برای برون رفت از معضلات جاری کشور باشد. مشکلاتی که در صورت نبود یک بنیه منسجم اجتماعی، به تهدید بزرگ تبدیل خواهد شد. در واقع زندگی سیاسی و مدیریت آقای هاشمی و در نهایت درگذشت ایشان می‌تواند نقطه چرخش دیگری نظیر آنچه در سال 1367 اتفاق افتاد باشد؛ اما این بار با پیام انسجام و همدلی، و صبر و مدارا، تا بتوان به حل و فصل مسائل پرشمار کشور امید بست.

 

 

 

 


١٨:١٦ - 1396/01/24    /    شماره : ٣١١١    /    تعداد نمایش : ٢٨٦







کلیه حقوق سایت متعلق به موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی میباشد
Copyright © 2015 www.imps.ac.ir All rights reserved