چاپ        ارسال به دوست

بررسی دلایل سهم اندک بخش کشاورزی از رشد اقتصادی کشور

 

بخش کشاورزی ایران در یک نگاه اقتصادی، 4 نقش کلی: عرضه مواد غذایی برای مصارف داخلی، ایجاد تقاضا و گسترش بازار برای برخی خدمات و تولیدات صنعتی، فراهم سازی نهاده های مورد نیاز سایر فعالیت های اقتصادی مانند تولید مواد غذایی و در نهایت ایجاد اشتغال برای نزدیک به 4 میلیون نفر از نیروی کار کشور را بر عهده دارد.

تحلیل ترکیب در آمد ایجاد شده در بخش کشاورزی ایران بر اساس آمار حساب های ملی، بیانگر ساختار غیرمتشکل بخش کشاورزی ایران است و بر اساس آمار سال 1390.، نزدیک به 80 درصد از ارزش افزوده بخش کشاورزی از سوی خانواده ها تولید شده است. درحقیقت بنگاه داری سنتی و ساختار غیرشرکتی و خانوادگی در کشاورزی ایران، بر مقیاس تولید، شکل گیری ساز و کارهای مدرن، قیمت تمام شده محصولات و در نهایت بر بازده و سودآوری بخش کشاورزی تأثیرگذار بوده است.

به گزارش روابط عمومی موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ­ریزی، حمید آذرمند(از پژوهشگران اقتصادی) و همکارانش در بخشی از کتاب «رشد اقتصادی در ایران؛ با نگاهی به بخش های اقتصادی» که در راستای انتشار یافته­ های "طرح جامع مطالعات اقتصاد ایران" توسط موسسه چاپ و منتشر شده، به شناسایی مزیت‌ها و ظرفیت‌های موجود در بخش کشاورزی ایران، آسیب‌شناسی سیاست‌ها و بررسی چالش‌ها و مسائل این پخش ، به منظور دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و اشتغال‌زا در یک افق میان ‌مدت پرداخته اند.

وی در بخشی از این کتاب می گوید: کشاورزی غیرمتشکل و مقیاس کوچک زمین های کشاورزی متعلق به خانواده ها، امکان استفاده از صرفه های ناشی از مقیاس را کاسته و موجب افزایش هزینه تمام شده محصولات می شود که در نگاهی کلان ساختار غیر متشکل و غیر شرکتی بخش کشاورزی ایران یکی از عوامل اصلی پایین بودن سود آوری و بهره وری از این بخش است.

در واقع بین دو پدیده کشاورزی خرد و ساختار غیرمتشکل کشاورزی در ایران رابطه ای دوسویه وجود دارد. ساختار خانوادگی و بنگاه­داری سنتی به واسطه وجود محدودیت مالی خانوار، امکان گسترش و تجمیع زمین های کشاورزی را کاسته و از سوی دیگر مقیاس خرد زمین های کشاورزی نیز انگیزه برای ارتقای شیوه بنگاه داری سنتی را می کاهد.

در این راستا، از جمله عواملی که همواره مانع تغییر ساختار و مقیاس درکشاورزی ایران بوده، شیوه سیاست های حمایتی دولت است. همواره حمایت هایی نظیر اعطای تسهیلات خرد به کشاورز، خرید تضمینی محصولات و سایر حمایت های غیر هدفمند موجب شده بخش کشاورزی کشور، برای افزایش سطح رقابت پذیری و ماندن در بازار نیاز مبرم به کاهش هزینه های تولید از راه صرفه های مقیاس نداشته باشد.

از سویی سرمایه موجودی بخش کشاورزی از کل موجودی سرمایه خالص کشور به طور مدام در حال افزایش بوده است؛ به طوری که سهم موجودی سرمایه ثابت بخش کشاورزی از کل موجودی سرمایه کشور در دهه 1370، برابر با 3 درصد بوده که با روندی فزاینده در دهه های 1380 و 1390 به ترتیب به 3/6 و 4/1 درصد رسیده است.

در مجموع می توان گفت که سرمایه گذاری بخش کشاورزی نسبت به کل اقتصاد رشد بیشتری داشته و بخش کشاورزی از اولویت سرمایه گذاری در کشور برخوردار بوده است. این مسئله موجب شده که روند انباشت سرمایه ثابت در بخش کشاورزی نسبت به سایر بخش های اقتصادی، فزاینده باشد.

بخش کشاورزی بیش از ظرفیت جذب خود تسهیلات بانکی دریافت کرده است

نسبت کل تسهیلات پرداختی بانک ها به تشکیل سرمایه ثابت کل اقتصاد طی 4 سال منتهی به سال 1394، به طور میانگین حدود 1/1 بوده است و با توجه به اینکه سهم سرمایه در گردش بخش کشاورزی تفاوت معناداری با متوسط کل اقتصاد ندارد، می توان نتیجه گرفت که بخش کشاورزی بیش از متوسط اقتصاد و احتمالا بیش از ظرفیت جذب خود تسهیلات بانکی دریافت کرده است.

به علاوه میانگین رشد ارزش افزوده بخش کشاورزی طی دوره 1339 تا 1393 برابر با 4 درصد بوده است. این در حالی است که میانگین رشد اقتصادی کشور در این دوره  4/6 درصد بوده و بخش کشاورزی به طور تاریخی با آهنگی ملایم تر نسبت به متوسط اقتصاد رشد کرده است. به عبارتی دیگر، از میانگین رشد 4/6 درصدی اقتصاد طی دوره 1339 تا 1393، متوسط سهم بخش کشاورزی از رشد اقتصادی کشور معادل 5 واحد درصد بوده که نشان دهنده سهم اندک کشاورزی از رشد اقتصادی است.

آمار سهم اشتغال زایی بخش کشاورزی نیز قابل توجه و تأمل است. سهم شاغلان بخش کشاورزی در دوره 1335 تا 1390 با رشدی اندک در حال افزایش بوده است، اما چون نرخ رشد اشتغال بخش کشاورزی کمتر از متوسط اقتصاد است، بنابراین سهم اشتغال بخش کشاورزی از کل اقتصاد به تدریج کاهش یافته و از 56 درصد در سال 1335 به 19 درصد در سال 1391 رسیده است.

شاخص بهره وری کل عوامل تولید نیز از شاخص هایی است که می توان برای تحلیل بهره وری بخش کشاورزی استفاده کرد. مقایسه شاخص بهره وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی از بخش های ساختمان و نفت و گاز بیشتر و از سایر بخش ها مانند صنعت و معدن، حمل و نقل، ارتباطات، آب، برق، گاز و سایر خدمات کمتر بوده است.

نکته قابل تأمل دیگر، سهم پایین ایران از بارش های آسمانی و محدودیت جدی منابع آبی در کشور است که این موضوع تغییر سیاست های حمایتی بخش کشاورزی به سمت حمایت های مبتنی بر کارایی و بهره وری را به همراه داشته است. البته صادرات اقلام کشاورزی نیز باید بازنگری شوند تا بر انگیزه کشاورزان تأثیر دوچندان داشته باشد.

بحث و نتیجه گیری

مجموعه ای از شرایط اقلیمی، ساختاری و سیاستی، عوامل تعیین­ کننده کاهش بهره وری و بازدهی  بخش کشاورزی در ایران است. سیاستگذار در این شرایط همواره به طور تاریخی سعی در اتخاذ سیاست های حمایتی به منظور جبران زیان کشاورز داشته است. این گونه حمایت ها پیامدهایی به دنبال داشته که از جمله آنها می توان به افزایش مصرف نهاده ها و تولید و صادرات محصولات پر مصرف، فشار مضاعف بر بودجه عمومی و نظام بانکی کشور اشاره داشت که این عوامل نقش منفی بر رشد اقتصادی کشور داشته اند و باید درباره آنها تأمل و تدبیر کرد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


١٢:٣١ - 1399/09/23    /    شماره : ٥٩٦٣    /    تعداد نمایش : ٩١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: